X
تبلیغات
عکس های فیس بوک

تاريخ : شنبه نوزدهم بهمن 1392 | 11:54 | نویسنده : محسن

سلام به شما دوست عزیز؛

از اینکه به وبلاگ ما سر زدید، بسیار خوشحالیم

ما، در این‌ وبلاگ قصد داریم یک آلبوم از عکس‌های جالب رو برای شما جمع‌آوری کنیم تا کسانی که مثل من به عکس و عکاسی علاقه دارند از وبگردی لذت ببرند. در ضمن هرکسی که بخواد می‌تونه از عکس‌های ما کپی کنه و ازشون استفاده کنه. 

خواهش می‌کنم اگر نظری در مورد عکس‌ها دارید در بخش نظرات هر عکس مطرح کنید تا بهتون جواب بدیم.
اینجا همه باهم دوستیم و فقط می‌خواهیم کنارهم از سرگرمی‌ها و تفریحات سالم وب لذت ببریم.

توی این وبلاگ، وبلاگ‌های دوستان و عزیزانی که زیاد به ما سر می‌زنند رو هم معرفی می‌کنیم و به بقیه هم می‌گیم که بهشون سر بزنن.

این پست ثابت برای این نوشته شده که با همدیگه بیشتر آشنا بشیم و به وبلاگ‌های همدیگه سر بزنیم و نظر بدیم.
پس اگر شما هم وبلاگ دارید اینجا برامون معرفی کنید تا ما هم به شما سر بزنیم و از مطالب وبتون استفاده کنیم.

هیچ کامنتی بی‌دلیل پاک نمی‌شه پس هرچی خواستین می‌تونین در مورد عکس‌ها بگین. اگر انتقاد یا پیشنهادی هم داشتید با ما در میان بذارید.

موفق باشید


اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
تاريخ : چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393 | 20:59 | نویسنده : محسن

من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید

فصل گل می گذرد هم نفسان بهر خدا
بنشینید به باغی و مرا یاد کنید

عندلیبان گل سوری به چمن کرد ورود
بهر شاد باش قدومش همه فریاد کنید

یاد از این مرغ گرفتارکنید ای مرغان
چو تماشای گل و لاله و شمشاد کنید

هر که دارد ز شما مرغ اسیری به قفس
برده در باغ و یاد منش آزاد کنید

آشیان من بیچاره اگر سوخت چه باک
فکر ویران شدن خانه صیاد کنید

شمع اگر کشته شد از یاد مدارید عجب
یاد پروانه هستی شده بر باد کنید

بیستون بر سر راه است مبادا از شیرین
خبری گفته و غمگین دل فرهاد کنید

جور و بیداد کند عمر جوانان کوتاه
ای بزرگان وطن بهر خدا داد کنید

گر شد از جور شما خانه موری ویران
خانه خویش محال است که آباد کنید

کنج ویرانه زندان شد اگر سهم بهار
شکر آزادی و آن گنج خدا داد کنید


برچسب‌ها: شعر، شکر آزادی، من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید، شعر قفس، شعر زیبا
اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
تاريخ : یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 | 23:56 | نویسنده : محسن

سلامتی کارگری که صاحب کارش به نا حق زد تو گوشش
رفت که لباسشو عوض کنه بره خونه اما..
یاد خرج مادر مریضش افتاد...
یاد اجاره خونه..شکم گرسنه بچه هاش
جهیزیه دخترش...
شهریه دانشگاه پسرش...
برگشت به صاحب کارش گفت منو ببخشید...


برچسب‌ها: فقر، فقرا، کارگر، حرف های دل، سلامتیه
اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
تاريخ : یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 | 23:50 | نویسنده : محسن

موج سواری روی شن / صحرای غربی مصر


برچسب‌ها: موج سواری، موج سواری در شن، صحرای مصر، تفریح، عکس موج سواری
اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
تاريخ : جمعه بیست و نهم فروردین 1393 | 20:13 | نویسنده : محسن
اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
تاريخ : جمعه بیست و دوم فروردین 1393 | 21:52 | نویسنده : محسن

والپیپر عریض از شیر و توت فرنگی


برچسب‌ها: توت فرنگی، شیر توت فرنگی، عکس های خوشمزه، توت فرنگی قرمز، والپیپر عریض میوه
اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
تاريخ : جمعه بیست و دوم فروردین 1393 | 21:48 | نویسنده : محسن

گرگ نیمه شب!


برچسب‌ها: گرگ، گرگ نیمه شب، عکس های شب، نیمه شب، wolf
اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
تاريخ : جمعه بیست و دوم فروردین 1393 | 21:45 | نویسنده : محسن
اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
تاريخ : جمعه بیست و دوم فروردین 1393 | 18:42 | نویسنده : محسن
اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
تاريخ : جمعه بیست و دوم فروردین 1393 | 0:5 | نویسنده : محسن

بگذار سر به سینه من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده ی سر در کمند را
بگذار سر به سینه من تا بگویمت
اندوه چیست ...عشق کدامست ...غم کجاست!
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمری ست در هوای تو از آشیان جداست
دلتنگم ... آنچنان که اگر ببینمت به کام
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت
شاید که جاودانه بمانی کنار من
ای نازنین ...که هیچ وفا نیست با منت
چو آسمان آبی ...آرام و روشنی
من چون کبوتری که پرم در هوای تو
یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم
یا اشک شرم خویش بریزم به پای تو
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب
بیمار خنده های تو ام بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی ...گرم تر بتاب


برچسب‌ها: شعر، شعر کوتاه، متن ادبی، شعر دلتنگی، دلتنگم
اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
→ صفحۀ بعد صفحۀ قبل ←